دیشب با یکی از دوستام که دانشگاه شیراز درس می خونه ، صحبت می کردم می گفت سه روز بالا سر یکی ار دوستاش بوده که خود کشی کرده بود، می گفت خدا رحم کرده و برگشته بود. علتش رو نمی دونم چی بود نپرسیدم هم ولی نکته ای که برام جالبه اینه که اون به کجا رسیده که دست به همچین کاری زده بود.
امروز صبح آدرس وبلاگ یکی از دوستام که برای دوره دکتراش رفته دانمارک رو می خوندم درباره شرایط اونجا صحبت می کرد و شرایط دانشجوهای اونجا و زندگی شون رو نوشته بود. من خودم که تو یکی از بهترین دانشگاه های ایران درس می خوندم و تقریبا در شرایطی به دانشگاه رفتم که دانشجو ها از آزادی نسبتا خوبی برخوردار بودن، برای شرایط سختم در دانشگاه دلم سوخت.
چیزی که بیشتر اذیتم کرد این بود که احساس می کنم آزادترین دوران زندگی را تو دروه دانشجویی ام داشتم و با شرایط کاری الانم که مقایسه می کنم هیچی نمی شه گفت. . . .
وبلاگتون خیلی عالیه. این نوع نوشتن رو من خیلی دوست دارم.موفق باشید.
واقعا؟...اما من فکر کنم خفقان که دانشگاه ما بیداد میکنه...تا ۴تا اعتراض میشه تعلیق و هزار جور بدبختی...کجا میخوندی که آزادی بوده؟!...آزادی تو دانشگاههای ایران!!جل الخالق به حق چیزای ندیده و نشنیده...!
سلام دوست عزیز
من ۱۲ قالب رو امتحان کردم و با فایر فاکس مشکلی نداره
می شه به من بگید چه مشکلی داره برای فایر فکس تا اگر هست حلش کنم
سلام
بله کاملا درست می گویید کارکردن خیلی با دانشجویی فرق داره
من هم دارم می بینم