خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

روز وسط تعطیلی

امروز تو اداره مثله گورستان شده.هیچ کس نیست غیر منو همکارم. تو طبقه ما از صبح غیر از ما دوتا یه کاراموز خودمون بعلاوه ریئس که اون هم از صبح ندیدمش کس دیگه ای رویت نشده است الان که فقط ما دوتا هستم. به خاطر حضورمون در این روز کاملا مفید برا خودمون دو تا اسم با حال انتخاب کردیم که چون نمی خوام فاش بشن و بقیه ازشون استفاده کنند نمیگم.
از صبح من همکارم نوبتی گرفتیم خوابیدم الان که دارم می نویسم اون روبروم رو صندلی داره خروپف می کنه. ریئس هم یک ساعت پیش رفت. کاراموز هم پاورچین پاورچین اومد که این بیدار نشه، کلید رو داد، خداحافظی کرد و رفت.
البته من یک ساعتی مطالعه مفید کردم، یکی دوتا تلفن هم زدم و رهنمودهایی کردم. همه کار اداری امروزم همین دوتا تلفن بود که به جرات می تونم بگم من پرکارترین آدم تو اداره بودم.
واقعا چه لطفی کردن به بعضی ملت که امروز رو تعطیل نکردن.
نظرات 1 + ارسال نظر
عمو سیبیلوو پنج‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 07:10 ب.ظ http://amosibilo.blogsky.com

گاثاها 2/46

« ... تو خود بنگر ای اهورا ، یاری کن مرا ، همان یاری یی که دوستی از دوستش دریغ نمی دارد . »


اشم وهو
( راستی نیک {است } ، بهترین است . آرزو شده است ، آرمان برای هر که برای راستی بهترین راستی را { برگزیند }

امیدوارم همیشه شاد باشید .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد