الان بیرون داره یه بارون وحشتناک مثل همون دیروزی میاد و منو گیر انداخته تو شرکت. جالب اینه که خودم تنها تو شرکت موندم و بقیه اصلا نفهمیدم کی رفتن.
خوشبختانه مسافرت خوزستان به خوبی و خوشی گذشت و کارهایی که باید انجام می دادم ، تونستم انجام بدم و برگردم.
دیروز دوباره اومدم سر همون کار قبلی و دوباره عین ... توش گیر کردم . دیگه واقعا از دستش خسته شدم. فردا میخوام برم تحویل یکی دیش بدمش.
با مدیر عامل هم که هنوز صحبتی در مورد پاره وقت کردن کارم صحبتی نکردم. میترسم این آخر ماه پول نده و چک آخر ماه پاس نشه. فعلا دست نگه داشتم ببینم چی میشه.
یه کتاب از نمایشگاه برا شرکت خریدم الان دو روزه فاکتورش رو میبرم پیش حسابدار میگه پول ندارم فردا بیاد . شیطون میگه برم کتابه رو بردارم ببرم خونه و از خیر 53هزار تومنش هم بگذرم. ما که تو دوره دانشجویی کتاب نخریدم لاقل حالا خریده باشیم. شاید فردا این کارو کردم کی میدونه.
به نظر میرسه برنامه گلاب گیره کاشان آخر هفته که قرار هست با بچه های شرکت بریم به دلیل عدم استقبال برگزار نشه و بهتر از همین حالا یه برنامه برا آخر هفته با بروبچ خودمون بگذاریم.
همین. . . .
خوزستان خوب بود؟
(گلاب گیری کاشان جالب بود و خیلی خوش گذشت)
خوش بحالت که رفتی کاشان. برنامه ما که دودر شد. ولی خوزستان خیلی خوب بود هرچند تو چند سال گذشته اینقدر گرما ندیده بود.
سلام
وبلاگ خوبی داری
عنوانش خیلی باحاله
لوگو هم حرف نداره خیلی نازههههههههههههههه
به ما هم سری بزن
منتظرم