1- هر چند در ایران باستان چند جشن بزرگ برای برپا داشتن رسم دوست داشتن و احترام به همدیگر وجود داره که اتفاقا یکی از همین روزها در 29 بهمن است و از نظر مفهومی و ادبیات به ولنتاین خیلی نزدیکه ولی این روز در بین ماها بیشتر جا افتاده است و بیشتر کسانی که می شناسم ، ولنتاین را به عنوان روز ابراز عشق و علاقه به معشوق می دانند. البته اشکال از ما نیست بلکه مشکل اینجاست که تمام تلاش اداری در جهت نابود کردن همه آثار و ساختارهای اجتماعی و اخلاقی گذشته است که این هم قسمتی از این پروژه است. این عشق و دوستی بر همگان مبارک باشد
1- امروز طبق یک فراخوان برای اعتراض به آبگیری سد سیوند و زیر آب رفتن مقبره کورش کبیر قرار است اجتماعی در مقابل مجلس برگزار شود. هر چند این کار در جای خود لازم است و سازمانهای غیردولتی هم وظیفه دراند تا آنجا که امکان دارد از هیچ تلاشی فروگذار نکنند ولی ایده ال این است که طراحان و کارشناسنان هر چند اندک به آیندگان و پاسداری از میراثی که از سالیان گذشته به ما ارث رسیده و به عنوان امانت در دست ماست که باید به آیندگان تحویل دهیم ، فکر کنند.
شاید اگر کمی بیشتر دقت کنیم علاوه بر نگه داشتن این آثار می توان با برنامه ریزی درست چند برابر ازهزینه 80 میلیاردی برای سد سیوند را از راه توریست برگرداند علاوه بر این با پاسداری از میراث کهن خود قدرت منطقه ای و ثبات اجتماعی را برای ایرانیان داخل و خارج از کشور ایجاد کرد ، چیزی که با چند صد میلیارد هم شاید امکان پذیر نباشد.
وقتی خودمان نخواهیم از تاریخمان حفاظت کنیم چطور انتظار داریم که بقیه این کار را انجام دهند به خاطر کارهایی از این دست است که باید آثار جند هزار ساله ما در حراجی های خارجی راحت خرید و فروش شود و دادگاه های کشورهای دیگر به جای غرامت آنها را شاکیان بدهند.
از ماست که بر ماست


با سلام
به مناسبت این روز بزرگ میخونه ی * حضرت عشق *
آپ
منتظر قدوم مبارکت هستم دوست من
منتظرم نذار
قربانت
فعلا.........
------یا حق ! ---------
سلام راوی ممنونم که به من سر زدی...شما هم وبلاگ زیبایی دارید.باز هم اون طرفا بیا .منتظرتم
بحث فرهنگ به قدرت بر می گردد. اختلاف قدرت مثل اختلاف پتانسیل است و جریان از پتانسیل بیش تر به کم تر است.
سلام مهربان؛
معذرت می خوام که چند وقتی نیومدم!یعنی می یومدم ولی چیزی نمی نوشتم، برای نوشتن وقت لازم بود.
سرم شلوغ بود و هست و البته دیگه دل و دماغ گذشته رو برای نوشتن ندارم و بیشتر کتاب می خونم!
مطالب وبلاگ ها خیلی یکنواخت شده و اکثرا فقط برای اینکه خالی از عریضه نباشه و به قولی آپ باشن می نویسن!
دیگه دلمو زده.هرچند تو اولین فرصت راجب این قضیه متنی خواهم نوشت!
..................
بله؛ از ماست که بر ماست!
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،آدمی را همواره در پی گم شده اش،ملتهبانه به هر سو می کشاند.
خدا،آزادی،هنر و دوست،در بیابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وی کوزه ی خالی خویش را از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد؟!!!!....
"معبودت نگهدارت"
سلام
منظور از اون ور بام اینه که دقیقا نقطه مقابل اون چیزیکه دوری می کرد ی ازش و بدت می اومد سرت بیاد باز هم این یکی هم دوست نداری
برخلاف اون چیزی که تصورش رو کردی سرت بیاد