خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

برای نیما

دیروز سالروز تولد نیما نوشیج بزرگ شعر نو بود.
وقتی شعرهای نیما را می خوانم ، بیشتر از هر شعر دیگری آن را احساس می کنم
نمی دانم چرا اینقدر شعرهای نیما به من نزدیک هستند. با اینکه از نظر تکنیک به نظرم سنگین تر از شعرهای سهراب یا اخوان ثالث هستند . حداقل برای من درک آنها سخت تر است
بیشتر وقتها فکر می کنم آیا انسان می تواند در شرایطی قرار بگیرد که مثل نیما یا اصلا مثل حافظ و سعدی کلمات را در کنار هم بچیند و علاوه بر نظم ظاهری هنرمندانه در معنی و مفهوم هم با هم ترکیب کند . در مورد مولانا که هر چه بگوییم کم گفته ایم .
معمولا در خودکاویهای خودم به این نتیجه می رسم که هر چه ما بیشتر به تکنولوژی دست پیدا می کنیم کمتر لطافت و زیبایی های اطراف رو می توانیم درک کنیم . نه اینکه درک ما از بین رفته باشد بلکه جاذبه ها و روپوشهایی که ابزارهای تکنولوژیک بر طبیعت اطراف ایجاد می کنند باعث می شود که دیدگان ما لایه های زیرین محیط پیرامون خود را کمتر به صورت زنده و با ساختار واقعی خود ببیند
به طوریکه اغلب شاعران و نویسندگان ما برای رسیدن به محیطی مناسب برای بیرون ریختن احساسات خود از زندگی در محیط معمولی فرار کرده و کنجی خلوت را برای خود پیدا می کنند تا بلکه دست هیچ گونه موجود مزاحمی به آنان نرسد .
شاید در گذشته هم همین حالت وجود داشته ولی امروزه شدت آن بسیار بیشتر شده است .
بنابراین به نظر می رسد امثال نیما که با بیان سحرآمیز خود درون و بیرون انسان را به خروش وا می دارد کمتر و با فاصله های طولانی تر ظهور کنند.

Image and video hosting by TinyPic
نظرات 1 + ارسال نظر
KoUrOsH دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 01:58 ب.ظ http://hasratparvaz.blogsky.com/

salam!

khoob shod yadawari kardi!

nima ye donyaye digas!

manam sheraye nima ro khaili doost daram!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد