خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

خاطرات بزهای من

آنچه در اینجا ثبت می‌شود گوشه ای از خاطرات گذشته ، حال و آینده من و بزهایم است همین

با چشمانت

میدیدم چشمانت را
به قدمهایم می نگرد
که نزدیک می شد به امتداد دور شدنت
هنگامیکه نگاه خیره چشمانت
گم می شد در لبخند نگران یک دلداده

و تو همچنان دور می شدی
با نگاهی که دور می شد
از قدمهایی که از امتداد قدمهایت
فاصله می گرفت
نظرات 1 + ارسال نظر
علی سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 09:46 ق.ظ http://takotanhazirebaroon.blogsky.com

سلام.
جالب بود چند تا از پستهاتون رو خوندم...
خوش باشی و سلامت.قربانت علی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد